سيد علاء الدين محمد گلستانه
315
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
و آنان كه ياورى من كردهاند و با دشمنان ، جهاد كردهاند به گفتار يا به كردار ، شفاعت كند هفتاد هزار كس از همسايگان و دوستان و خويشان خود را . و از در هشتم ، ساير مسلمانان ، داخل مىشوند از آن جماعتى كه اقرار به شهادتين داشته باشند و در دل ايشان ، به قدر ذرّهاى بغض اهل البيت عليهم السلام نباشد . « 1 » و طوبى - چنانچه در بعضى روايات وارد شده - در جنّت ، درختى است كه اصل آن در خانهء حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله است و هيچ مؤمنى نيست در بهشت كه در خانه [ اش ] ، شاخى از آن درخت نباشد و آنچه خواهد و در خاطرش گذرد ، آن شاخ براى او حاضر مىسازد ، و اگر سوار تندروى در سايهء آن درخت ، صد سال بتازد ، به در نمىتواند رفت ، و اگر كلاغى از پايين آن درخت پرواز كند آن قدر كه پير شود و از پيرى بيفتد ، به بالاى آن درخت نرسد . و در تفسير آيهء « فِيهِنَّ خَيْراتٌ حِسانٌ » « 2 » وارد شده كه ايشان ، زنان مؤمن عارف شيعهاند كه داخل بهشت مىشوند و ايشان را به مؤمنان ، تزويج مىنمايند . و آن كه خداى تعالى فرموده : « حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ » ، « 3 » مراد ، حوران بهشتاند كه در نهايتِ سفيدىاند و كمرهاى ايشان ، باريك است و در ميان خيمههاى مرواريد و ياقوت و مرجان نشستهاند و هر خيمهاى ، چهار در دارد و بر همه درى ، هفتاد دختر باكرهء رسيده ايستادهاند كه دربان ايشاناند و هر روز از خداى تعالى ، كرامتى به ايشان مىرسد . « 4 » و زنان بهشت ، رَشك نمىدارند و حائض نمىشوند و بدخويى نمىدارند . و اهل بهشت را بول و غائط نمىباشد ؛ بلكه عَرَقى از ايشان ، دفع مىشود از مُشك ، خوشبوتر . و حُسن و جمال و صفا و طراوت اهل بهشت ، روز به روز زياده مىشود ، چنانچه اهل دنيا را هر روز ، پيرى و قباحتِ منظر ، زياده مىگردد . و هر ميوهاى كه از درختان بهشت چيده شود ، به جاى آن به همان هيئت مىرويد ؛ مانند شعلهء آتش كه هر قدر چراغ از او افروزند ، چيزى كم نمىشود « 5 » . و حوران ، هميشه با وصف بكارتاند و مغز ساق ايشان از زير هفتاد « 6 » حِلّه ، نمايان است ؛ مانند درهمى از نقره كه در آبى در كمال صفا كه يك نيزه عمق داشته باشد ، پيداست . و در روز جمعه ، كرامتها و نعمتهاى اهل بهشت ، زياده مىشود و هفتاد برابرِ آنچه
--> ( 1 ) . همان ، ص 39 ، ح 19 . ( 2 ) . سورهء الرحمان ، آيهء 70 . ( 3 ) . سورهء الرحمن ، آيهء 72 . ( 4 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 156 و 157 ، ح 147 . ( 5 ) . ج : « نشود » . ( 6 ) . ب : « هفت » .